۱۳۹۳ آذر ۲, یکشنبه

نهاد های اجتماعی


چکیده
نهاد ها مجموعه ای انتزاعی از الگوها وشیوه های رفتاری هستند که ازآداب ورسوم ، ارزش ها، هنجار ها و اعتقادات سازمان یافته تشکیل شده از جامعه منشا گرفته و در اثر کنش و واکنش اجتماعی تشخّص وتحقق یافته  و بتدریج به تصویب و تثبیت رسیده است. دارای دوام، عمومیت، فنا ناپذیری، نظم وپیچیدگی است وکنترل کننده رفتار افراد جامعه بوده، به وسیله آن  میل ها و نیازمندیهای اساسی اجتماعی ما تامین می گردد. نهاد از طبیعت جامعه برخواسته وکم وبیش خود را بر افراد جامنعه تحمیل می کند. خلاصه اینکه هر فرد از زمانی که بدنیا می آید تا لحظه مرگ در ارتباط با نهاد های اجتماعی قرار دارد و از این ارتباط است که میراث های اجتماعی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. نهاد، هم در ارتباط با نسل ها دگرگون می شود وهم انسان ها را دگرگون می سازد.
روزنه
واژه نهاد در زبان پارسی از فعل نهادن مشتق شده است وبه معنای گوناگون ازقبیل رسم،آیین،قاعده، قانون، روش ، بنیاد واساس آمده است. نهاد معادل کلمه institution  فرانسوی وانگلیسی است ومفهوم آن برقرارکردن، ساختن وثابت کردن بوده و درمواردی به معنای موسسه وسازمان ترجمه شده است.
جوامع بشری درمراحل تکامل برای رفع نیازهای مادی ومعنوی خویش یک سلسله وظایف وکارکردهای را به عهده دارند. هر جامعه ای برای بقای افراد خود وتداوم حیات فردی واجتماعی، ناگزیر به برآوردن برخی از نیازهای اساسی بوده است. این نیازها به صورت مجموعه ای از ارزشها، هنجارها، اصول، رویه ها، ضوابط ومقررات اجتماعی دربطن جوامع شکل گرفته وبه اصطلاح بصورت نهاد در آمده و نهاد های اجتماعی( دین/مذهب، سیاست/حکومت، تعلیم وتربیه، اقتصاد وخانواده) را پایه ریزی نموده اند.
واژگان کلیدی: جامعه، خانواده، نهاد، دین، مذهب، سیاست، حکومت، تعلیم وتربیه، اقتصاد، خانواده، خویشاوندی، قبیله، طایفه، جامعه روستایی، جامعه شهری، کلان، توتم .

اهمیت
در اهمیت نهاد های اجتماعی همین اندازه کافی است که بگوییم نهاد ها ترکیب کننده فرهنگ بشر وبا ارزش ترین ارکان میراث نسل های گذشته انسان می باشند. این نهاد ها در زندگی اجتماعی بشر، تاثیری وافر داشته ونیازمندی های حیاتی، نفسانی وجسمانی انسان را تامین می کند. پس منشاء این نهاد ها، نیازمندی ها  ومحرک های اصلی واساسی می باشند. نهاد ها در عین حال که دارای نظم ونسق هستند، در همان حال نظارت کننده کارهای افراد جامعه نیز می باشند. دریک نهاد آنچه اهمیت دارد، سازماندهی به رفتار ها یاروش های انجام فعالیت هایی است که در رابطه به نیازمندیهای مهم مطرح می شود.
تعاریف
برای نهاد های اجتماعی تعاریف گوناگون ومتنوعی توسط جامعه شناسان به عمل آمده است وهرکدام از آن ها باتوجه به خصوصیات، ساخت و کارکرد آن ، به تعریف پرداخته اند.
هاب هاوس: «نهاد ها را مجموعه ویا قسمت از نظام اجتماعی می داند که از طرف جامعه به رسمیت شناخته شده باشد»  ( 225:2 ).
مارسل موس: « نهاد ها اعمال  وافکار اجتماعی اند که فرد از آغاز تولد آن ها را در مقابل خود ساخته وپرداخته می یابند و انتقال این اعمال وافکار از راه آموزش صورت می گیرد»(144:7 ).
امیل دورکیم: « وی نیز نهاد اجتماعی را مجموعه از اصول ومقررات پایه گرفته شده در جامعه پنداشت که بررفتار انسان حکومت می کند و سرپیچی از آن مشکل وگاه غیر ممکن به نظر می رسد»(100:5 ).
مالینوفسکی: « نهاد عبارت است از اجزای واقعی فرهنگ که دارای حد قابل ملاحظه ای از دوام، عمومیت واستقلال هستند»(225:2).
نهاد های ا جتماعی در حقیقت مجموعه از ارزش ها، افکار، تصورات، ضوابط، قواعد ومقررات اجتماعی هستند که در ساختار جامعه بینان گذاری شده وبرای افراد به صورت ارزش های اجتماعی در آمده اند ومردم هر جامعه خود را در برابر رعایت این مقررات وضوابط ناگزیر می بینند.
                           
انواع نهاد ها
تنوع نهاد های اجتماعی مستلزم وجود جامعه ای رشد یافته وغیر همسان از نظر محتوای انسانی است.معروف ترین روش طبقه بندی نهاد های اجتماعی، طبقه بندی آن ها براساس کارکرد یا نوع پاسخ گویی به نیازمندی های اجتماعی است، که در زیر به مهم ترین انواع آن اشاره می شود:
-          نهاد خانوادگی نظامی است که به تنظیم، ثابت کردن واسناندارد کردن روابط جنسی وتولید مثل انسانی می پردازد. رایج ترین صورت آن اتحاد زن ومرد با فرزندان  در داخل یک خانوار است. این نهاد برخی نهاد های فرعی مانند ازدواج، نگاهداری فرزندان و روابط خانوادگی را شامل می شود.
-           نهاد تعلیم وتربیه عهده دار روند اجتماعی کردن است که به نحوی غیر رسمی در خانه  ودر صورت رسمی آن در سازمان پیچیده آموزشی انجام می شود. نهاد های فرعی این نهاد ها اموری مانند امتحان، در جات تحصیلی ودیپلم ها، کار در منزل و موارد دیگری را شامل می گردد.
-           نهاد اقتصادی حالت سازمان یافته شیوه های است که از طریق آن ها کالا ها و خدمات تولید می شود. این نهاد ها اساسا اموری مانند تولید، توزیع، مبادله و مصرف مواد را شامل می شود و نهاد های فرعی آن عبارت اند از اعتبار وبانک، تبلیغ و بازار.
-          نهاد سیاسی کارکردش در درجه اول اداره امور مملکتی وحفظ نظم عمومی در جامعه است. این نهاد دارای نهاد های فرعی بسیار است که بعضی از آن ها عبارتند از نظام قانونگذاری، پولیس، ارتش، روابط سیاسی واحزاب.
-          نهاد مذهبی که نقش اساسی آن ارضاء یک نیازمندی معنوی مهم انسان، یعنی در رابطه بودن باخداست. چهره این نهاد در اعتقادات و انجام مراسم مذهبی که افراد آن ها را مراعات می کنند دیده می شود. مذهب دارای اخلاق والگوهای خاصی است که رفتار ها را خوب بد می کند. مهم ترین نهاد فرعی آن عبارتند از روش های انجام مراسم مذهبی، قربانی کردن ونذر وزیارت»(216:6).
الف: نهاد خانواده
1.       مفهوم خانواده                                                                                   
یکی از مهم ترین نهاد های اجتماعی که مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است نهاد خانواده بوده که از جوامع ابتدایی الی اکنون در تمدن بشری دیده شده و وجود دارد. خانواده اساس وپایه حیات اجتماعی  واز اهمیت خاص برخوردار است.
خانواده عبارت از مجموع افرادی که باهم زندگی می کنند و روابط خویشاوندی(سببی ونسبی) دربین شان حکم فرماست. « خانواده عبارت از یک واحد اجتماعی متشکل از دو یا چند نفر که باهم زندگی می کنند واز طریق خون، ازدواج/ فرزند پذیری بهم پیوند می خورند»(381:1   ).
خانواده کوچک ترین عنصر جامعه است که درهمه جوامع وجود داشته و وجود دارد، وسیله اجتماعی شدن انسان ها در جامعه است. « به نظر مک آیور خانواده در سطح جهان مفهوم گسترده و جامع دارد وعبارت است از روابط جنسی معین وبادوام که تولید اطفال وپرورش آن ها را به عهده دارد»(234:2)
در هر صورت خانواده عبارت است از گروهی که شامل پدر، مادر وفرزندان که درمکان واحد زندگی می کنند، اقتصاد مشترک دارند ومبتنی بر حقوق، مناسبات وتکالیف فردی وجمعی است.
« خانواده یک گروه خویشاوندی است که در اجتماعی کردن فرزندان وبرآوردن برخی نیاز های بنیادی  دیگر،  مسوولیت اصلی را برعهده دارد. خانواده مرکب از گروهی از افراد است که از طریق خون، ازدواج  یافرزند خواندگی به یکدیگر مربوط ومنسوب بوده، برای مدت طولانی ونا مشخص باهم زندگی می کنند»( 173:4  ).

2.        منشا پیدایش وتطور خانواده
در مورد خاستگاه وچگونگی پیدایش واشکال ابتدایی نهاد خانواده دانشمندان نظریات مختلفی را ارایه نموده است وهرکدام اغلب برفرضیات خودش نظریه ای را درمورد خانواده ابراز  داشته است.
هگل می گوید: خانواده اولین گروه طبیعی است. به عقیده روسو خانواده قدیمی ترین جامعه واولین اجتماعات سیاسی است. جامعه شناسان، خانواده را هسته اولیه جامعه می دانند و معتقد اند که خانواده مبدا تشکیل سازمان های اجتماعی بود ه است. به نظر می رسد که اولین واحد اجتماعی خانواده بوده که بتدریج توسعه یافته وبه شکل واحد های بزرگتری مانند: قبیله، طایفه، جامعه روستایی، جامعه شهری وبالاخره جامعه ملی در آمده است»(173:7  ).
قدیمی ترین وساده ترین شکل خانواده ابتدایی کلان بوده که این روابط خویشاوندی مبتنی بر توتم، علامت، مشخصه، سمبول وشعار کلان است. توتم گیاه یا حیوان یک موجود افسانه ای طبیعی است که با تمام افراد کلان رابطه خاص دارد و مورد احترام افراد گروه است.
اما شکل خانواده در دوران تاریخ همواره در تغییر بوده وشکل جدید بخود می گیرد . ولی در جوامع امروزی خانواده براساس ازدواج تشکیل می گردد که پدید آورنده رابطه هم خونی واقعی است.
طوری که دیدیم در مورد منشا خانواده آرا وعقاید زیادی وجود دارد وعوامل مختلف را دراین مورد ذیدخل دانسته اند، اما نظریه جالب تری نیز وجود دارد که دانشمندان وجامعه شناس آلمانی مولرلیر درمورد ازدواج که تشکیل دهند خانواده است می گوید: سه عامل افراد را به طرف ازدواج کشانده است که عبارت اند از نیاز اقتصادی، میل به فرزند وعشق که هرسه عامل در تشکیل خانواده نقش مهمی را داشته است.
3.       انواع خانواده
خانواده را در رابطه با معیار ها وملاک های متفاوت مانند: وسعت خانواده، شیوه های ازدواج، منشا ورابطه خویشاوندی ، نحوه انتخاب همسر وتعداد آن و... تقسیم بندی می کنند که قرار ذیل اند:
خانواده هستوی/ مستقل: خانواده ای است که از پدر، مادر وفرزندان تشکیل شده وبراساس بستگی سببی(زناشویی) استوار بوده واز این رو خانواده هسته ای را خانواده زن وشوهری نیز می گویند.
خانواده گسترده: خانواده گسترده مشتمل است برپدر، مادر و فرزندان، پدر ومادربزرگ ها و سایر خویشاوندان می باشد واز پدیده های جوامع ماقبل صنعتی بشمار می رود وروابط ایشان براساس همبستگی(سببی، نسبی وهم خونی) می باشد.
خانواده پدر سالاری: به خانواده های اطلاق می شود که قدرت وهدایت خانواده در دست پدرقرار گرفته باشد ورییس این خانواده پدر می باشد.
خانواده مادر سالاری: در صورتی که مادر به عنوان رییس خانواده هدایت ورهبری را به عهده داشته باشد. این خانواده به نام خانواده مادر سالاری یاد می شود.
4.       کارکرد های خانواده
نهاد خانواده وخویشاوندی یکی از فراگیر ترین نهاد هاست. الگوهای خانواده ممکن است از جامعه به جامعه دیگر یادر طی زمان دریک جامعه تغییر می کند، ولی نهاد خانواده از تداوم برخوردار بوده وافراد در همه جوامع در خانواده پرورش می یابند.
« کارکردهای مهم این نهاد بصورت اجمالی عبارتند از: سیستم تولید مثل، بقای نوع بشر، مراقبت از کودکان وسالمندان، اجتماعی کردن آن ها به عنوان عضو جدید، انتقال میراث های فرهنگی از نسل به نسل دیگر، تامین نیازهای اقتصادی اعضای خانواده،تثبیت جایگاه اجتماعی اعضای خانواده ومراقبت از معلولان وسالمندان»( 138:).      
نتیجه گیری
نهاد عبارت از نظام سازمان یافته ای از روابط اجتماعی است که برای پاسخ گویی به نیازمندی های انسانی به وجود آمده است. نهاد های اساسی یک جامعه عبارتند از: دین/مذهب، سیاست/حکومت، تعلیم وتربیه، اقتصاد وخانواده. اما نهاد های فرعی دیگری نیز وجود دارند مانند: صحت، تفریح وغیره. اصولا نهاد ها براساس ضرورت ها بوجود می آیند واین نهاد ها هستند که مرفوع کننده نیازهاست.
خانواده کوچک ترین واحد جامعه است که از جوامع ابتدایی تا اکنون وجود داشته و کارکردهای مهمی چون: تولید مثل، مراقبت از کودکان وسالمندان، انتقال میراث های فرهنگی از نسلی به نسل دیگر وتامین نیازهای اقتصادی اعضای خانواده را نیز دارد.
منابع:
1.       بارز، عابدین، جامعه شناسی تربتی، چاپ اول، کابل:  خاور،1384.
2.       قرائی مقدم، امان الله، مبانی جامعه شناسی، چاپ چهارم، تهران: ابجد، 1382.
3.       قلی پور، آرین، جامعه شناسی سازمان ها، چاپ اول، تهران: سمت، 1380.
4.       کوئین، بروس، مبانی جامعه شناسی، ترجمه: علام عباس توسلی، تهران: سمت، 1383.
5.       گلابی، سیاوش، اصول ومبانی جامعه شناسی، تهران: میترا، چاپ یازدهم، 1382.
6.       محسنی، منوچهر، جامعه شناسی عمومی، چاپ بیست ویکم،تهران: طهوری، 1386.
7.       وثوقی، منصور، مبانی جامعه شناسی، چاپ هفتم، تهران: بهینه، 1382.


۱۳۹۳ اردیبهشت ۷, یکشنبه

انقلاب


مفهوم انقلاب، مفهوم تازه ای نیست وریشه در تفکرات اجتماعی انسان دارد. آنچه به معنای تغییر وتبدیل در اجسام مادی بود (Metabole) در زبان لاتین به (Commutotio) به معنی تغییر و دگرگونی ترجمه شد وناگهان (Rivoluzioni) ایتالیایی که  معنای نجومی واختر شناسی داشت به (Revolution) لاتینی تغییر نام یافت واز این به بعد بود که در جامعه اروپا لفظ انقلاب یا Revolution  برای تبیین پدیده های اجتماعی به کار گرفته شد.
بهر حال ریشه ی لغوی انقلاب به هر صورتی که در نظر گرفته شود، نوعی تصور غیر مادی وغیر قابل پیش بینی در رفتار اجتماعی انسان را به ذهن متبادر می سازد ونشانگر آنست که در تولد این مفهوم در نظریه های سیاسی واجتماعی با نوعی پیچیدگی همراه بوده است. هر یک ا ز نظریه پردازان این مفهوم را از دریچه ی دید خود بررسی وتجزیه وتحلیل کرده اند و نظیر بسیاری از مفاهیم اجتماعی ، توافق کمی در خصوص ارایه تعریف واحدی در باره پدیده انقلاب وجود دارد.
کرین برینتون پس از بررسی ومقایسه بسیاری از انقلاب بزرگ جهان ، در تعریف پدیده انقلاب می نویسد:« آنچه در کانون توجه ما جای دارد، جانشینی ناگهانی وشدید گروهی است که تاکنون حکومت را بدست نداشته اند، به جای گروه دیگری که تابیش از این متصدی اداره دستگاه سیاسی کشور بوده اند، یک دلالت دیگر نیز در کار است: جانشینی انقلابی یک گروه به جای گروه دیگر، اگرنه عملا با یک خیزش همراه با زور، دست کم بایک کودتا وتوطئه براندازی ویانوعی نیرنگ سیاسی دیگر انجام می پذیرد». عناصر اصلی این تعریف به صورت زیر قابل استخراج می باشد:
-        جایگزینی گروه انقلابی
-        ناگهانی وشدید بودن واقعه
-        خشونت ونیرنگ
چالمرز جانسون:« انقلاب نوع خاصی از تحول اجتماعی است که توسط آن، عامل خشونت در روابط صلح آمیز و عادی جامعه راه می یابد». دراین تعریف عناصر زیر قابل توجه است:
-        نوع واژه ای از تغییر
-        خشونت
-        تعادل اجتماعی
سوروکین درکتاب (جامعه،فرهنگ وشخصیت) دگرگونی انقلاب را چنین تعریف می کند:« دگرگونیهای بالنسبه غیر مترقبه، سریع وخشن در قانون رسمی وناکارای گروهها ویا نهاد ها ونظام ارزشهایی که نمایانگر آن است، ناسازگاری بین قانون رسمی گروه واعتقادات غیر رسمی برخی از اعضای آن در مورد قوانین وهم چنین تخاصم آشتی ناپذیر در مورد ارزشهای اساسی که گروه موجد آنند. انقلاب متضمن شرکت جمع وسیع از مردم است».عناصری که از این تعریف بدست می آیند، عبارتنداز:
-        دگرگونی سریع
-        خشونت
-        ناتوانی ساخت رسمی
-        عدم سازگاری بین ساخت رسمی وساخت غیر رسمی
-        مشارکت وسیع مردم
ساموئل – هانتینگتون :« انقلاب یک تغییر سریع، بنیادی وخشونت آمیز داخلی در ارزش ها واسطوره های مسلط یک جامعه، در نهاد های سیاسی، ساخت اجتماعی، رهبری وفعالیت ها وخط مشی های حکومتی متعلق به آن جامعه است.»عناصر شامل این تعریف:
-        سریع وناگهانی بودن
-        تغییر بنیادی(ارزشها، ساخت سیاسی واجتماعی)
-        خشونت
-        تغییر داخلی ( میهنی).
زیگموند نیومن انقلاب را چنین تعریف می کند: « انقلاب عبارتست از یک طرح براندازی یک تغییر بنیادی در تشکیلات سیاسی، ساخت اجتماعی، نظارت برثروت اقتصادی واسطوره ی غالب یک نظم اجتماعی. بنابراین انقلاب نمایانگر یک شکستگی عظیم در استمرار و پیوستگی توسعه یک جامعه است.» عناصر عبارتند از:
-        براندازی
-        تغییر بنیادی(در تشکیلات سیاسی، ساخت اجتماعی، اسطوه های اجتماعی و....)
-        وقفه در توسعه.
گی روشه انقلاب را چنین تعریف می کند:« انقلاب عبارت از عصیانی جمعی، ناگهانی وشدیدی است که قصد آن واژگونی قدرت یارژیمی  و دگرگونی وضعیت معینی است.انقلاب حقیقتا لحظه ای تاریخی است که حالت انفجار اجتماعی  ودر عین حال حالت هیجان انفرادی مشخصه ای آن است.» عناصر انقلاب دراین تعریف عبارتند از:
-        عصیان جمعی
-        ناگهانی وشدیدبودن
-        سرنگونی رژیم حاکم
-        دگر گونی نظم موجود
اگر تعاریف که توسط دانشمندان چون: کارل فریدریش، کریستفر کلافام، وندل کینگ، آرتور باوئر، بروگان، فیجتو،آگبرن ونیم کف، بروس کوئن، جیمز دیویس، مارک ها گوبیان، هانا آرنت، مارکس وانگلس، کارل پوپر، رابرت روزل پالمر، ای.جی.پی. تیلر ارائه گردیده است صرف نظر کنم . خصوصیات وویژگی های ذیل را در می یابیم:

-        عصیان جمعی
-        تغییر بنیادی(در تشکیلات سیاسی، ساخت اجتماعی، اسطوه های اجتماعی و....)
-        خشونت
-        مشارکت وسیع مردم
-        ناگهانی وشدید بودن واقعه
-        سرنگونی رژیم حاکم
-        جایگزینی گروه انقلابی
-        تغییر در ساخت جامعه
-        اضمحلال نظم مستقر
-        بی نظمی امور
-        برخورد عقاید متضاد
-        تغییر ارزشها واسطوره ها
-        تغییر در شکل رهبری
-        انتقال غیر قانونی وغیر مشروع قدرت
علل خیزش انقلاب
وقتی سخن از علل بروز انقلاب می شود، انتظار می رود ، عوامل یا دسته ای از عوامل مختلف بیان شوند. مهم ترین علل بروز انقلاب از نظر ارسطو، نابرابری است. از دیدگاه کارکردگرایی؛  هر امراجتماعی می تواند، جزو علل بروز انقلاب محسوب شود، مشروط به آنکه به نحوی موفق شود، ساخت ارزشی جامعه را برهم زده وتعادل مذبور را دچار آشفتگی نماید، حفظ تعادل نظام که برعهده ای حاکمان ونخبگان سیاسی وقت می باشد، ممکن است از راه کاربرد زور فراهم شود، در چنین شرایطی وضعیت مقابل جامعه تا مدت کوتاهی حفظ خوهد شد، اما سرانجام مرگ چنین نظامی فرا می رسد، چرا که کاربرد زور وخشونت از طرف حاکمان وقت نشان دهنده ای رکود قدرت است ولذا در طبقه بندی علل مختلف بروز انقلاب بیش از هر چیزی می بایست به چگونگی آثار آن ها در برهم زدن ساخت ویا ایجاد اختلال در تعادل نظام اجتماعی توجه نمود.از دیدگاه مارکسیستی؛ به جای دسته ای گوناگون از عوامل که علت وقوع انقلاب می باشند، تنها به یک عامل توجه می شود، مارکس فقط یک عامل – هرچند عاملی وسیع وکلی را مشخص می سازد. این عامل همان ترتیبات ساختاری خاص جامعه است.
علت کلی انقلاب:
·         علت اقتصادی: تغییرات اقتصادی، عدم تناسب اقتصادی  و نارضایتی اقتصادی.
·         علت اجتماعی: نارضایتی های قومی، لسانی، مذهبی ومنطقه ای.
·         علت ایدیولوژیک: بوجود آمدن ایدیولوژیهای جدید، رویاروی شدن ایدیولوژیهای حاکم.
·         علت سیاسی: ازدست دادن کارایی حکومت.
علت ویژه ای انقلاب:
·         تقاضای گروه های سازمان یافته وعدم پاسخگویی گروه های حاکمه.
·         اختلاف ببین گروه های حاکمه- طرفدار امتیاز وطرفدار سرکوب.
·         از دست دادن مشروعیت گروه های حاکمه.
·         تضعیف اعتبار ایدیولوژیک گروه های حاکمه.
·         از دست دادن کنترل سیاسی.
اصولا تایک واقعه ای تاریخی واجتماعی به اجزای کوجکتر ی تقسیم نشود، درک و شناخت آن امری غامض وپیچیده خواهد بود، تقسیم بندی های مختلفی از زمان و دوره های انقلاب در خصوص بررسی یاتوصیف آن نوشته اند . مجموعه این دوران ها واجزای مختلف پدیده انقلاب را جریان یا فرایند انقلاب می نامند. تقسیم بندی دوران های انقلاب که هریک دارای ویژگیها واجزای کوچکتری نیز می باشند، عبارتند از:
-        دوران خیزش انقلاب ( یا مرحله شروع انقلاب)
-        دوران جوشش انقلاب ( یا مرحله حین انقلاب)
-        دوران پس از انقلاب( یامرحله پس از پیروزی انقلاب)
یکی از عناصری که در مفهوم انقلاب مستتر بوده وبا جریان همه انقلابات عجین گشته است، عنصر خشونت می باشد. این عنصر تنها مربوط به زمان انقلاب نیست، بلکه قبل از بروز انقلاب هم در جامعه وجود دارد، تنها نکته قابل توجه این است که در جریان انقلاب میزان خشونت در جامعه، به عنوان یک متغییر از پایین ترین سطح شروع می شود ودر مرحله پیروزی به بالاترین سطح خود می رسد، پس از پیروزی انقلاب هرچند میزان خشونت تا اندازه ای در جامعه ادامه پیدامی کند، با این حال میزان خشونت رفته رفته فروکش نموده وبا سکون جامعه، کاهش می یابد و درنهایت، در آخرین نقط نزولی خود، در میزان بالاتری نسبت به میزان که قبل از انقلاب در جامعه وجود داشت، درسطح جامعه(بین مردم وحکومت) باقی می ماند.
دوران جوشش انقلاب(یامرحله شروع انقلاب)
عبارت است از مرحله ای از فرایند انقلاب که درآن، اولین جرقه های اعتراض وشورش همگانی بصورتی آشکار نمایان می شود و دارای سه ویژگی اصلی است، این ویژگیها عبارتند از: واقعه ای آشکار از اعتراضات نمایان می شود، گردانندگان واقعه را انقلابیون با قصد حذف ساخت سیاسی اداره می کنند، شورش و واقعه بصورتی وسیع و گسترده درهمه جامعه بوجود می اید، در این مرحله همه اقشار وگروهها شرکت می کنند، هرچند عده ای نقش گروههای را مهم تر می دانند ، آنچه مسلم است رهبران سیاسی درهمه انقلابات دارای اهمیت زیادی هستند تا آنجا که مطالعات زیادی در خصوص زندگی خانوادگی وخصوصیات فردی آن ها سده وتقریبا ثابت شده است که همواره از طبقه متوسط یا بلای جامه هستند. عمده ترین وظایف آن ها عبارت اند از حفظ وحدت جامعه، تدوین تاکتیک ها ی مبارزه، تبیین و تفسیر ایدیولوژی. در دوران جوشش انقلاب می بایست به وضعیت هیت حاکمه توجه نمود، چرا که فروپاشی این طبقه موجب و ملاکی است جهت تعیین پیروزی انقلاب، اسطوره ها و ایدیولوژی دراین مرحله بطورکامبل مشخص می شوند، هم چنین انقلاب، به ساخت وتعادل اجتماعی و چگونگی کاربرد خشونت در جامعه می بایست توجه نمود.
دوران پس از انقلاب
شناخت دوره ای پس از انقلاب،  به سختی شناسایی دوران های دیگر فرایند انقلاب نیست ، مهمترین ویژگی این دوران، فروپاشی ساخت سیاسی ورژیم پیشین است و جایگزینی نظامی نوین که آن را با حکومت موقت یا دولت نوین مشخص می کنند. دراین دوران که جنگ های داخلی وخارجی شروع می شود ورقابت برای تسخیر قدرت تا چیرگی یکی از گروههای قوی تر، ادامه می یابد. این دوران را بادو دوره ای اصلی ، دوره میانه و دوره تندروی می توانیم بشناسیم. در دوره ای میانه به علت اینکه آن ها وارث رژیم هستند و گروههای مختلفی که دارای اختیارات زیادی از جهت انتقادات شدید وتند می باشند وهنوز عده ای از وابستگان رژیم پیشین انتظار بازگشت وضعیت گذشته را دارند و لذا این گروه میانه رو، هم باید پاسخ اعتراضات بی پرده را بصورت منطقی بدهند، هم با مقررات گذشته کار کنند ، و هم از بکار گیری هرگونه قوه ای قهریه اجتناب نمایند، بنابراین با وجود تعارضات ونابسامانی ها متهم به خیانت و سازشکاری شده وسرانجام به وسیله یک گروه تند رو برکنار می شوند.گروه  تندروها ابتدا بصورتی افراطی همه دشمنان خود را کنار می زنند و با ایمان  وبا پیشتکاری که از خود نشام می دهند ، موفق به ایجاد وحدت در جامعه وایجاد وحدت در جامعه وایجاد تمرکز قدرت درهیئت حاکمه شوند، اما خشونت ها فشار زیادی برمردم وارد می کند ، سرانجام آن ها به این نتیجه می رسند که بهتر است از میزان فشار ها کاسته شود وبا این شیوه موفق به برقراری آرامش نسبی به جامعه شوند.
دستاورد های انقلاب
تقریبا دستاورد های هر انقلاب، به اهداف آن انقلاب بستگی دارد، هر چند درمرحله ای عمل ممکن است تعدادی از اهداف دگرگون شوند ونتایج دیگری را ببار آورند. دستاوردهای انقلاب با توجه به یکنواختی های انقلابات عبارتنداز: رفع تضاد در ساخت سیاسی، به این معنی که قبل از انقلاب رژیم پیشین که به علت مشکلات اقتصادی واجتماعی سخت دچار آشفتگی شده بود و اجرای برنامه های خود را با بحران ها متعدد بسختی انجام می داد وهم مردم وهم خود نظام دچار مشکلات عدیده ای گردیده بودند، پس از انقلاب، ساخت سیاسی متعادل تر و هماهنگ تر خواهد بود. از سوی دیگر مردم قبل از انقلاب از رژیم بریده وقطع امید کرده بودند، لذا جو بی اعتمادی باعث ایجاد اشتراک سیاسی در جای دیگر شده بود، در حالیکه پس از انقلاب اشتراک سیاسی که ناشی از سیاسی شدن مردم می باشد به گونه ای مشخص ساخته وپرداخته خواهد شد. هم چنین قدرت نظام بخصوص با شروع حکومت تندروها ، متمرکز تر شده و در دست یک طبقه قرار می گیرد. سطح انتظارات مردم که قبل از پیروزی به اوج خود رسیده بود. ناگهان پایین می آید وارزشهای دینی یا شبه دینی مجددا در جامعه زنده می شود.گروههای اجتماعی، قومیت ها واصنافی که سالهای متمادی بایکدیگر ارتباطی نداشته دراین مرحله، حداقل برای چند مدت کوتاه هم که شده دورهم جمع شده وروی نقاط مثبت یکدیگر تاکید می کنند. جو آزادی و روحیه ای عدالت خواهی وبرابرجویی درسطح جامعه بوجود می آید و قوانین جدید ، از جمله قانون اساسی تدوین وسپس تصویب می شود.
1.      جامعه شناسی انقلاب ، مجید کاشانی. دانشگاه پیام نور، 1374.